الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
137
الغدير ( فارسي )
و زنگى هر دم يك رنگ را بر شير بچگان چيره گردانيد . سگ گزنده به دست درازىهاى بيدادگرانه پرداخت و به سوى شير شكارشكن تاخت برد و شگفتا از گرانى اين رويداد ! كفتارهاى لنگ به گونه اى هراسانگيز جستن كردند . و شير براى شيران به نبرد و برابرى برخاست تبار پيامبر و فرزندان جانشين او و سرچشمهء بزرگوارىهاى برجسته و كليدهاى دانش ، گنجوران دانش خداوند كه وحى او بر ايشان فرود مىآيد ، و درياهاى دانش كه مردم در برابر آن به يك چاله آب كم ژرفا مىمانند بازگشتگان به سوى خدا ، و پرستندگان و ستايندگان او ، ياد آرندگان وى - و كى ؟ همانگاه كه پردهء شب همه جا را مىپوشاند - مردان روزه و نماز كه گرسنگان را خوراك مىدهند ، نياز ديگران را از خود بايسته تر مىشمارند و دست بخشندگىشان باز است هنگام بخشش ابر بارندهاند و گاه رهبرى ، راه روشن و در روز نبرد سرورانى كه به سوى برترىها مىشتابند راههاى رهبرى و كشتىهاى رستگارى كه دوستدار ايشان در روز رستاخيز با ترازوئى پر از كار نيك به پا مىايستد سرايندگان نتوانند چنان كه بايد در ستايش ايشان داد سخن دهند چرا كه ستايشگر آنان خداست در نامهء آسمانىاش . نژادى همچون بامداد تابان دارند و پرورشگاهى پاكيزه كه ستارهء نيزه دار سماك در برابر آن سر فرود مىآرد نياى آنان بهترين فرستادگان خدا محمد